حزن سبز؟!

26 دسامبر 2009

گفته بودم که اندیشه 2 با استادی به نام فیضی دارم. یکی دیگه از مسائلی که ایشون مطرح کردن و به نظرم مناسبت داره که مطرح کنم، مساله “قمه زنی” (پیشنهاد نمیکنم عکساشو ببینید)بودش. یه جلسه ای بود که ایشون داشتن در مورد خرافات میگفتن که بر دو قسم هستند. خرافات فرهنگی، خرافات دینی-اعتقادی.  برای مبارزه با خرافه فرهنگی هم فقط میشه مبارزه فرهنگی کرد و نمیشه خشونت به خرج داد. و باید صحبت کرد، استدلال کرد و کتاب نوشت . خود پیامبر 14 سال تمام کار فرهنگی کردن. سرشون زباله می ریختند، سنگ به سمتشون پرتاب میکردن اما ایشون میگفتند باشه تو بزن، اما حرف من رو بشنو: قولوا لا الله الا اله تفلحوا. به همین خاطره که یه دونه جنگ غیر دفاعی در صدر اسلام پیدا نمیکنیم. بسته به نوع خرافه هم نوع خشونت هم تعریف میشه. به همین خاطر تمام ادیان حتی ادیان جعلی و دست ساز انسان  فتوا دادن که بدعت گذار در دین مجازاتش مرگه. و همشون تند برخورد کردن تا حقیقت اولیه شون از بین نره.

اگه جلوی این خرافات ها رو که در دینمون رخنه کرده، نگیریم بعد از مدتی  از واجبات دین هم  برامون واجب تر میشه. میگفتن که من خودم یادمه فلان جا یه عده ای از قبل اذان صبح شروع کرده بودن قمه زنی و تا بعد طلوع آفتاب ادامه میدادن. حالا کی نمازشونو خوندن،خدا میدونه.. در مورد قمه زنی من الان فتوای یه سری از مراجع رو درباره اش نگاه کردم، که خیلی تایید و تکذیب و اینا بود. تا اونجایی که من دیده بودم خیلیاشون فتوا داده بودن  اگه موجبات وهن دین رو فراهم بیاره جایز نیست. تو خود سایت قمه زنی هم دستخط یه سری ازمراجع رو که این کارو جایز دونسته بودن رو آورده بود که اکثرا مال 30 سال پیش و مراجعی بود که از دنیا رفتن. تو خود این سایت که فیلتر هم هست گفته که :”مخالفین قمه زنی از آنجا که جز تعدادی انگشت شمار و بسیار معدود در بین افرادی مجهول و شواذ و نوادر، کسی را نیافتند که با قمه زدن مخالف باشد، شروع به جعل و وضع و افتراء و تهمت به ساحت علمایی نمودند که از دنیا رفته اند و دیگر توان دفاع از خود و رد افترائات را ندارند، غافل ازینکه فتاوا و نظرات این بزرگان کما فی السابق همچون کوه ردیست بر افتراء مفترین، و کذب کذابین، غفر الله لهم اجمعین و هداهم الی صراط محمد و آله الطاهرین”

استاد فیضی میگفتن که من نمیگم خرافه است قمه زنی. بالاخره آدم دستش رو با چاقو میبره تا چند روز نمیشه به بخیه اش دست زد. اما چه طور میشه که اینا  قمه رو از پایین میارن و محکم به سرشون که حساس ترین بخش بدنشون هست میزنن و یکی دوساعت حیدر حیدر میکنن.( یه عده هم میان رو سر اینا خاک میریزن تا خونش بند بیاد. بعد اینا میرن دوش میگیرن و یه دستمال هم به سرشون میبندن) اما روز یازدهم که میان دستمالشو باز میکنن فقط چند تا خط قرمز دیده میشه. نه یه نفر میمیره، نه یه نفر کزاز میگیره. اینا مرتاض که نیستن. مردم عادی ان.(من خودم قمه زنی تا حالا ندیدم و هیچ اطلاعاتی هم در این زمینه ندارم که آیا این کار باعث بیماری یا کشته شدن یا آسیب دیدن افراد شده یا نه. اینا حرفای استادن که لزوما مورد تایید من نیستنا. من نمی دونم که  این موارد آیا توجیه علمی دارن یا نه. هرچند در اصل موضوع خیلی فرقی هم نمیکنه) اما نکته جالب این که تلویزیون آلمان 37 مرتبه اومده عزاداری صبح عاشورای سال 73 تهران رو که توسط عده ای از عرب های  مقیم تهران و برادران آذری اردبیلی توی یک ساعت و نیم انجام شده و در  اون  قمه زنی  کردن رو نشون داده. حالا اگه یه بار هم روز یازدهم رو نشون میداد مساله  ای نبود. اما تو دنیایی که  فقط یک طرف رو نشون میدن ما مسلمونا باید خیلی محتاط باشیم. حتی اگه حقیقت هم داشته باشه نمیشه در نگاه جهانی توجیهش کرد. وقتی میایم سنگسار و قطع دست و این جور حکمها که در اسلام هست رو می پوشونیم چرا  اینو نپوشونیم؟

بعد یه مطلبی رو از  مجله ای به نام اخبار ادیان برامون خوندن در مورد برگزاری مراسم سینه زنی خونبار در ایتالیا که  گروهی از مسیحیان که بیش از 100  نفر میشدن  همراه با ذکر و اوراد مذهبی با یک قطعه چوب که 33 تا میخ داشته روی سینه خودشون میکوبیدن و لباس سفیدشون خونی میشه که برای بهبودش اونو با شراب می شورن. عده ای هم کنار مجسمه حضرت مریم روی زانوهای خودشون عقب عقب میرفتن که این اقدام هم باعث زخمی شدنشون میشده.

یعنی اونا هم چنین مراسمی دارند ولی مال ما گنده میشه. بعد یه مجله انگلیسی نشون دادند که روی جلدش عکسی از کعبه است. یه سری از خواهران و برادران زینبی، یه تعداد جوان در حال انتحار که به خودشون بمب بستن و پیشونی بندشون هم یازهراست و یه شیعه ای که داره قمه میزنه به علاوه چندتا یهودی بدبخت بیچاره! که دارن تظاهرات میکنن.

بعد استاد ادامه دادن که “واقعا چه کار داریم میکنیم با دین و مذهب؟ اصلا تمام مراجع بگند قمه زنی حلال. واجب که نیست. تو این دنیایی که مسلمونا خیلی از واجباتشون رو هم تعطیل کردن آیا ما باید این کارو ادامه بدیم؟ چقدر باید خرج کنیم تا بهشون بفهمونیم که شیعه خرافی نیست؟ اسلام  دومین دین بزرگ غربه و دومین دین بزرگ آمریکا با 7 میلیون مسلمان. در یه شهری تو ایالت تگزاس که مثل قم ماست و تو کوچه بازارش خواهران و برادران روحانی رو می بینید و طلبه های مسیحی. یه کلیسای خیلی قدیمی هست و در کارش هم یه کتابخانه بزرگ. بیشترین قسمت کتابخانه مربوط به مباحث اعتقادی- انسانیه. حالا تو این کتابخونه که یه کتابخونه مذهبیه و هزاران جلد کتاب راجع به ادیان داره  فکرمیکنید چند کتاب در مورد دومین دین بزرگ جهان داره؟ 3 -4 تا! تو همین کتابخونه یه کتابی هست نیمه مصور و توش عکسی از یک جوون بلند قد کچل نیمه استخونی ریش دار هست که یه قمه دستشه و در توصیف قمه زنی صبح عاشورا نوشته: شیعیان فرقه ای از مسلمانان هستند که پس از درگذشت رهبر مذهبی خود در سال 61  پس از هزار سال اینگونه عزاداری میکنند.

خوب خوراک تبلیغاتی ای براشون فراهم میکنیم. آدما وقتی میبینن که پدر میاد سر بچه 6 ماهه رو می شکافه به عشق امام حسین، چی میگن؟ ما که با دیدن گاوپرستی مهر باطل روش میزنیم در حالیکه 500 میلیون نفر تو دنیا دارن گاوپرستی میکنن و فقط ظاهر چندش آورش باعث میشه که نریم سراغش، خوب اونا هم با دیدن اینکه یه عده ای شمشیر دست گرفتن و سر خودشون رو می شکافن پرونده اسلام رو میبندن و مهر باطل میزنن روش و میگن دینی که بیخود خودشو خونین مالین میکنه به درد دنیای امروز نمیخوره.

این(بازتاب قمه زنی روز عاشورا در میان اعراب سنی) رو هم بخونید! آخرش نوشته که یکی از سایت های ضد اسلامی اومده  دو تا عکس گذاشته: یکی  عکس کودکی که والدینش او را محکم گرفته ان و می خوان بر سرش قمه بزنند و کودک با چهره وحشت زده ناله می کنه و تصویر دوم: زرافه ای که گردن درازش را کج کرده تا بر سر کودک خود بوسه  بزنه. حالا پیامی که تو ذهن مخاطب القا میشه کاملا مشخصه.

–مرحوم سید جواد ذاکر رو که می شناسید؟ یه دسته ای هست توی کاشان به نام دیوانگان حسین که ذاکر هم با اینا میخوند. بعد اینا روز عاشورا و تاسوعا که میشد  پیراهن هاشون رو درمیاوردن و چنان به سرو سینه میزدن و گریه و ناله و زاری و حسین حسین… به حدی که پخش شدن فیلم هاشون ممنوع شده بود. همین مراسم تو خیلی جاهای دیگه هم هست. اتفاقا گریه و حزن و عزاداری برای چنین واقعه هایی خیلی هم خوبه و باعث میشه که یادمون بمونه که یه زمانی که مسلمونا غافل شدن با حسین(ع) چه کردن و چه بر سر دین آوردن و به عقب برگشتن. و ما حواسمون باشه به دینمون، به امام حاضرمون. اما من واقعا ربط این جور حرکات رو با حزن و زنده نگه د اششتن یاد حسین نمی فهمم. از این جور موارد در عزاداری ها که روشون بحث هست زیادن. اما… همه این بحث ها تموم میشد اگه که اینقدر به ظاهر دین نگاه نمیکردیم و برش جمود نمی ورزیدیم!  چیزی که این روزا از خیلیا میبینیم و متاسفانه چیزی که کمتر میشه، “فکر” ه! خدا همه مون رو به راه راست هدایت کنه. آخه بچه شو آورده تو این مراسم؛ خبرنگار ازش میپرسه این بچه که کمتر از ده سالشه آوردین اینجا که قمه میزنن تو روحیه اش تاثیر نمیذاره؟ میگه نه، اینا باید از همین بچگی یاد بگیرن که توی عزای امام حسین شرکت کنن. یه  مسلمون یه شیعه باید اینجور باشه! اون یکیش میگه: ما کاری به اونا نداریم. اونا که دلشون به حال ما نمیسوزه! یکی نیست بگه آخه خودت مگه سوخته دلت؟ اون یکی میگه: والله چند وقت پیش نشون میداد که یه کامیون پرتقال بود برمیداشتن هی میزدن به هم دیگه. خوب ما هم عشق حسینیمون همینه. مسخره نیست. عشقه.

پی نوشت1: هدي تو فيس بوك(از پشت صحنه! خبر میرسد که این جمله از دکتر شریعتی هست. با تشکر از عوامل پشت صحنه;):

حسین بیشتر از آب، تشنه ی یک لبیک بود. ولی افسوس که به جای افکارش، زخم هایش را دیدیم و بزرگترین درد او را، بی آبی خواندیم…

پی نوشت 2: این روزهاتون سرشار باشه از بهجت عارفانه و حزن سبز

–محبوبه

چه خوش گفت فیضی پاکزاد!

28 نوامبر 2009

من این ترم درس اندیشه 2 دارم با استادی به نام آقای فیضی. از معدود استادان دانشکده معارف هستند که کلاساشون جذابیت داره. و البته طبق روایات شنیده شده نمره هم خوب میدهند!!( اگه بیست نشدید مسئولیتش پا آمنه!) از معدود مردانی هستند که من باهاشون برخورد داشتم و خوشم اومده ازشون و احساس کردم که خیلی رقیق القلب اند و میتونم بگم واقعا از نظر طرز درس دادن حرف زدن، اخلاق و… برام خیلی قابل احترام و تحسین برانگیز هستند. موقعی که مثلا دارند درباره یک فاجعه انسانی یا یه مساله دینی صحبت میکنند بغض رو تو گلوشون قشنگ میشه دید. طوری که حتی برخی اوقات چشمانشون هم از این بعض خیس میشه و واقعا همه رو تحت تاثیر قراره میده.

یه جلسه بود که ایشون داشتند در مورد علل عدم موفقیت دین در جوامع دینی امروز صحبت میکردند و گفتند که یکی از دلایلش اعتقاد بدون عمل هست و مطابق عادت همیشه برای روشن شدن قضیه شروع کردند به زدن مثالهایی از دنیای امروز. گفتند که  ثانیه به ثانیه ،  یک نفر در اثر گرسنگی میمیره،  در حالیکه  مثلا سالانه مقادیر زیادی گندم در دریای کاراییب می ریختند تا فقط توازن اقتصادی آمریکا و اروپا به هم نخوره،و عده زیادی  در این میان در اثر گرسنگی تلف میشدند در گوشه دیگه ای از دنیا. بعد گفتش که ما آدما ریاکاریم! دروغ میگیم! هرکاری که میکنیم اول می بینیم چه نفعی برامون داره. سال 1984 نیوزویک یه عکسی منتشر کرد که یه کرکسی رو درکمین یه پسربچه آفریقایی نشون میداد که منتظر بود این پسربچه بمیره تا اون رو برداره و با خودش ببره. به احتمال زیاد این عکس رو دیدید:

گرسنگی

( دیدین این سر بچه های آفریقایی همیشه خیلی بزرگتر از هیکلشونه. طبق حرف استاد به این خاطره که از بس خاک میخورن از شدت گرسنگی چون بدن نمیتونه اینا رو هضم کنه به خاطر یه سری عملیات شیمیایی سلول های مغزشون بزرگ میشن و در نهایت هم بر اثر ترکیدن موجب مرگ فرد میشن. واقعا تاسف باره. یه سرچ بزنید تو گوگل starvation عکسهایی میاد که آدم حتی ازدیدن  اون عکسا  یه جوری میشه. چه برسه که واقعیتشو ببینه!)

جالب اینکه عکاس این عکس یک سال بعد افسردگی گرفت و خود کشی کرد. هنگام انتشار این عکس تو دنیا سروصدا به پا شد که یه عده دارند می میرند و اینا و شروع کردند به کمک کردن.معاونت سازمان غذایی توی سازمان ملل متحد به وجود آوردن و رییسش هم شد پسر کوفی عنان. تا قبل از سال 2000 بیشترین آمار مرگ و میر در اثر سو تغذیه بود. اما…

بعد از 4 سال فکر میکنید بیشترین آمار مرگ و میر بر اثر چه بود؟

ایدز!

بشر همینه. خداییش هرجا کاری میکنه مگه میشه بدون چشمداشت و چرتکه انداختن باشه؟ بعد استاد برای اینکه بگن ماها خودمون هم همینطوری هستیم و این اختصاص به غربی ها نداره گفتند که چند سال پیش که تو بم زلزله اومد و 30-40 هزار نفر فوت شدند. کشور به هم ریخت. رادیو و تلویزون هم که ناهار و شام زلزله پلو خورد مردم میداد. همه مردم کمک میکردند، به طوریکه دولت اعلام کرد که دیگه نفرستید. انبارا جا نداره! کشورهای خارجی هم کمک هاشونو فرستادن و اولین هواپیما از ایتالیا اومد. میخواید بگید اینا فرصت طلبند و اینا کاری نداریم.  اما…

1.5 ماه بعد با پدیده سونامی در اندونزی 160 هزار انسان کشته شدند و 400 هزار نفر مفقودالاثر. و عده زیادی هم مجروح و آواره. تمام دنیا به هم ریخت. دو هفته بعد با عوض شدن سال میلادی تمام دنیا بیست دقیقه سکوت کردند. پرچم هاشون رو به یاد اینا برافراشتند. غیر از کشور ما که خودمون رو اخلاقی ترین کشورها میدونیم. از 6 تا کانال فقط شبکه خبر اونم به عنوان خبر سوم اون رو پخش کرد. و کلا این فاجعه رو در یه بایکوت خبری قرار دادند فقط به این خاطر که احساسات مردم جریحه دار نشه. یا پاکستان زلزله اومد کشور ما چه کرد؟

یادمه استاد جلسه بعدش هم یه چیزایی راجع به این مساله گفت که توی حج واجب که 3 میلیون نفر  توی مکه هستند و هرحاجی باید یه گوسفندی رو در همچین روزی یعنی عید قربان بکشه و هرگوسفند هم بگیریم 40 کیلو وزنشه این همه پروتئین خالص کجا میره؟ آمریکاییها و اروپاییها گندمشون رو ریختن تو دریا. ماها چی؟ من واقعا از این حرفای استاد داشت چشام از حدقه میومد بیرون و نمیتونستم باور کنم و هنوزم همین طور. میگفت این ها رو دفن میکنند!!!! بولدوزر میارن اینا رو دفن میکنن!!!؟ یکی به من بگه این حرفا واقعیت نداره. یعنی چی؟ بعد گفتن که تازه کمیته امداد امام خمینی میاد یک ده هزارم اینا رو فریز میکنه و کم کم به ایران منتقل میکنه

اینجا آمار بروز جهان رو میشه دید. اون موقعی که من این مطلب رو مینوشتم تعداد افراد مبتلا به سوتغذیه 1.019.784.058 بودش که هر دو ثانیه تقریبا یکی اضافه میشد و تعداد مرگ و میر امروز در اثر گرسنگی   1.536( از8.970 مرگ و میر ) که هر ثانیه تقریبا یکی به عددش اضافه میشد. الان که دارید این رو میخونید: یک نفر دیگه، یک نفر دیگه، یک نفر دیگه، یکی دیگه، یگی دیگه،…..

راستی…میشه اینجا رو کلیک کنید؟ مرسی. میگما، چه خوب میشه که حتی هوم پیجمون بکنیمش. اونوقت با توجه به تعداد  دفعات بازکردن مرورگرامون تو روز (!) میدونین چند نفرو سیر میکنیم. تو سایتش نوشته بود که روزانه حدود 220 هزار نفر این سایت رو میارن تا اون دکمه نارنجی رنگ “Click Here to Give – it’s FREE” رو کلیک کنند و  حدود 675 میلیون واحد مواد غذایی  و همچنین مواد دیگه رو تامین کردند که اسپانسرهای سایت به 74 کشور جهان میفرستند.

+داشتم تو چند تا سایت یه سری آمار مثلا از مرگ و میر کودکان و… میخوندم. سرم سوووووت کشید. بستم! این آمارایی هم که استاد میده واقعا برق رو از کله همه میپرونه. یه آماری هم که به طور خاص و ذهنم مونده این بود که گفتن که فقط 37.5 یا 38.5 درصد مردم ایران نماز میخوانند! کاری نداریم که ماها که جز این 38 درصدیم نمازمون رو چه جوری میخونیم و اصلا وقتی نماز میخونیم حواسمون به اون بالاییه هست یا نه، اما اون بقیه… حتی به خودشون زحمت خم شدن هم نمیدن! که با دیدی که من از کسانی که اطرافم هستند و میدونم که به نماز اهمیت نمی دهند دارم فکر میکنم قسمت اعظمش به خاطر تنبلی باشه.

نه پس…با این اوصاف اصلا جای پرسیدن داره که چرا اینقدر مسلمونا(!) در بدبختی به سر میبرند؟؟؟ جای پرسیدن داره که چرا دین در جامعه امروز موفق نبوده؟ خداییش داره؟ اگه فقط یه ذره مصداق “ و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه” بودیم این وضعمون بود آیا؟ عجب اسلامی درست کردیم واسه خودمون و عجب اسلامی به خوردمان میدهند!

+ از خودم خجالت میکشم گاهی وقتا. از اینکه اینقدر راحت به ساده ترین وظایف انسانی – و نه حتی دینی- ام عمل نمیکنم.اصلا دانی که را سزد صفت پاکی؟

–محبوبه

نمیدونم چی بذارم اسمشو!

5 سپتامبر 2009

نمیدونم کتاب آشنایی با قرآن که  خلاصه  آثار شهید مطهری هست رو خوندید یا نه. در واقع بیش از نیمی از قرآن توسط ایشون در جلسات هفتگی و برای مخاطب عام و نه به طور تخصصی تفسیر میشده و یادداشت ها و نوارهایی از این جلسات هست. اما اگه اشتباه نکنم فعلا تعدادی از این جلسات منتشر شده.

امروز توی تفسیر آیات 65 و66 سوره انفال توی دفتر پنجم همین مجموعه کتاب ها به مطلبی برخوردم که اونچه میخوام بهش اشاره کنم  موردی هست که در تفاسیر آیات دیگه و توسط مفسران دیگه هم دیده میشه. اول دو آیه مذکور رو در زیر می آورم:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفاً مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ (65)  الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (66)

اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن! هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى‏كنند؛  و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از كسانى كه كافر شدند، پيروز مى‏گردند; چرا كه آنها گروهى هستند كه نمى‏فهمند! (65)    هم اكنون خداوند به شما تخفيف داد، و دانست كه در شما ضعفى است; بنابراين، هرگاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مى‏شوند;  و اگر يكهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد! و خدا با صابران است! (66)

شهید مطهری تو تفسیر این دو آیه گفتند که شاید برخی فکر کنند این دو آیه ناسخ هم باشند؛ اما این طور نیست. بلکه این دو آیه مربوط به دو زمان هست: اولی مربوط به اوایل هجرت و جنگ بدر و دومی مربوط به اواخر حیات پیامبر و جنگ حنین. ایشون گفتند نباید این طور برداشت کرد که مسلمانان ضعیف شدند یا نعوذبالله خداوند اشتباه کرده که اول گفته ده برابر و بعد گفته دوبرابر. بلکه مقصود قرآن جمع مسلمانان بوده که برجمع کافران قبلا ده برابر برتری (از نطر ایمان و قدرت معنوی و بصیرت) داشتند و در آیه دوم که اسلام در عربستان عمومی شده و افرادی در میان مسلمانان هستند که نیروی روحی شون کمتر از بقیه هست، کل جمع اینها دو برابر برتری دارند نسبت به جمع کفار. و نباید به دید فردی نگریسته بشه. چون  مسلمانانی بودند که بر 50 نفر غلبه میکردند و مسلمانانی بودند که بر 10 نفر هم غلبه نمیکردند.

این جور تفسیر و نگاه کمی داشتن نسبت به آیات قرآن رو با حتی شدت بیشتری درتفاسیر آیات دیگه و توسط مفسران دیگه هم میشه دید. اما برای من سوال پیش میاد که واقعا جایی که خداوند فرموده دوبرابر یا ده برابر یا هفت تا، منظور دقیقا خود همین اعداد هست؟ دکتر توسرکانی توی یکی از جلسات قرآنشون گفتند که علم دستاوردی که برای بشر امروز داشته این بوده که به اون نگاه کمی داده. به همین خاطر ماها می پسندیم که با دید کمی به همه چی از جمله قرآن نگاه کنیم. مثلا عرب اون زمان دیدش نسبت به 7 آسمان این نبوده که این دقیقا 7 تاست. بلکه به عدد 7 به نشانه کثرت مینگریسته و راحت باهاش کنار میومده. در حالیکه الان فرهنگ ما این دیدگاه رو نمی پسنده و مدام میخواد از قرآن مکان یا زمان یا عدد خاصی رو بیرون بکشه و حتی بحث هایی هم سر اینها درمیگیره. در حالیکه شاید قرآن اصلا منظورش دادن مکان یا زمان یا عدد خاص نبوده و خیلی جاها قرآن از کمیات دوری میکنه. مثلا یه مثال خوبی که ایشون زدن  در مورد این آیه بوده که:” سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ْ” که در داستان اصحاب کهف گفته نشده که اینها چند نفر بودن و گفته شده که:”به زودی خواهند گفت که اینها 3 نفر بودند با سگشان می شدد 4 تا و خواهند گفت که 5 نفر بودند و با سگشان می شدند 6 تا و…. در واقع این داستان داره از آدمهای قهرمانی صحبت میکنه که اتفاقاتی براشون افتاد و برگشتند و داستانی پر از نکته است و دیگه مطرح نیست که اینها چند نفر بودن و جای بحث نداره. کما اینکه بعد در مورد تعداد اینها کلی مسلمان ها بحث هم کردند!

در مورد این دو آیه هم نظر من این هست که اینجا هم شاید دید کمی داشتن و  اینگونه تفسیر که آیه اول در فلان زمان بوده و آیه دوم در فلان زمان و به همین خاطر اول ده برابر بوده و بعد دو برابر، شاید خیلی برای ماها اهمیت نداشته باشه.(البته این نظر من هست به عنوان یه انسان ). این دو آیه مسلما باهم تناقضی ندارند و در هردوآیه خداوند میخواسته در دل مسلمانان امید ایجاد کنه که نسبت به کفار برتری دارند و اونها را از این طریق به جنگ با کفار تشویق کنه. و  درواقع کلا به مسلمانان بگه که هر چقدر هم تعدادتون نسبت به دشمنانتون کمتر باشه اما به خاطر قدرت روحی و یاری خداوند براونها غلبه دارید و نباید مایوس بشید. و این برای من که خیلی قابل پذیرش تر و زیباتر و امیددهنده تر از این هست که برم دنبال دلیل این دوبرابر بودن یا ده برابر بودن .

پ.ن: ببخشید! کمی فکر کردم اسم خوبی به ذهنم نرسید و وقت هم نداشتم که روش فکر کنم. میتونید شما یه اسم بگیدD:

–محبوبه:)

نامحرم!

25 آوریل 2009

تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود!

منبع: كوته نوشت

گاهي وقتا برام عجيب بود كه مي ديدم عده اي با كلي آرايش و بي حجاب و موي بيرون گذاشته در اجتماع ظاهر مي شوند. اما از اون طرف هم چادر به سر مي كنند و نماز مي خوانند! اما تازگي ها به اين نتيجه رسيدم كه چه فرقي ميكنه؟ همه ما، هنگام نمازخواندن يا ساير اعمال ديني، غرق يك جور گناهاني هستيم. يكي بدحجابي! يكي چشم چروني! يكي غيبت! يكي دروغ گويي! يكي دغل بازي! يكي فريبكاري! يكي ديدن عيب هاي ديگران و غافل ماندن از عيوب خودش! يكي دورويي! يكي قتل! يكي خيانت! يكي رباخواري!

سر اين موضوع كه بحثي ندارم! اما  وقتي مي بينم عده اي كه حتي رابطه خيلي خوبي با خدا و قرآن دارند، هم موقع حجاب كه ميشود كم مي آورند، با خودم ميگم مگه دستور صريح همان خدايي نيست كه كلي قبولش داري و كتابش را و دستوراتش رامي خواني؟ مگه عقل تو تاييدش نميكنه؟ پس ديگه حرفت چيه؟

يه بار سر كلاس آيين زندگي بوديم و استادمون از بچه ها خواست كه اگه تا حالا موردي بوده كه امر به معروف يا نهي از منكر شدند، ذكر كنند. يكي از بچه ها كه سر و وضع آرايش كرده و تقريبا بدحجابي داشت، گفت كه يه بار سر مساله حجاب، يكي از دوستانش  توصيه هايي به او كرده. استادمون ازش پرسيد كه “خب…تو سعي كردي به حرف هاي دوستت گوش كني؟ اصلا حرفشو قبول داشتي؟” گفت كه “آره. حرفشو قبول داشتم. اما نتونستم به حرفش عمل كنم!” استاد پرسيد چرا؟ و اون جمله جالبي گفت: “چون به نظرم افرادي كه حجابشونو حفظ ميكنند، اراده زيادي دارند و من همچين اراده اي در خودم نمي بينم.”

اردوي آبشار سنگان به گمانم بود. جايي مسجد مانند وسط مسير بود كه جمله اي بر ديوارش نوشته بود. من فعلا اين جمله را رد يا تاييد نميكنم. فقط ميخواهم نظرتان را درباره اين جمله بدانم:

بدحجاب، محتاج نگاه مردم است.

دل.ن: خدايا! مرا باز دار از اينكه عيب هاي ديگران از عيوب خودم غافلم كنه.

RSS