م مثل مهشيد، محمد علي صفري، مهيني و جودي آبوت!!

7 فوریه 2010

1 امروز مهشيد كوچولوي ما هم اومد به دنيا…:) و من ديروز بازهم ” جمعه عصر” از خونه اومدم!

2-

Amene Gh: eiiiiiiiiiival ostada! 2dar shodan in term


Mohammad Ali Safari: اون قید “امسالش” یک کم اضافه بود.
واي كه اين دكتر صفري چقدر آدم باحاليه.(مثلا فاطمه ميگفت كه فقط دكتر صفري حاضر شده با بچه ها بياد گردش علمي!! يا اگه اشتباه نكنم يه بار هم تو يه نمايشنامه تو دانشكده بازي كرده بود!) من تا حالا باهاشون برخورد نداشتم. اما هفته پيش كه سر دفاع يكي از بچه هاي ارشد(كه استاد راهنماشون دكتر قدسي بودن) كه رفته بودم و ايشون هم فكر كنم داور داخلي بودن ديدم كه چقدر گاهي وقتها تكه هاي بامزه اي ميپروندن. اونم چقدر جدي! بعد امروز ديديم كه آمنه اين استيتوس رو تو فيس بوك گذاشته، دكتر صفري هم اين جوابو داده:)) رقيه تعريف ميكرد يه بار يه ربع دير كرد. وقتي اومد تو كلاس و ديد كه بچه ها هنوز موندن گفت: “بابا! من يه ربع دير كردم! شما چرا هنوز اينجايين؟چرا نرفتين؟!”:))

استاد مهيني

(خب! بچه هاي SSC ميخواستن حواسشونو چمع كنن! D: اين صحنه ها از ديد من هيچوقت دور نميمونه!)

2-من نميدونم چرا اينقدر ريلكسم راجع به پروژه DA ؟ يادش بخير. يكي از بچه ها رفته بود آزمايشگاه دكتر قدسي كه با استاد صحبت كنه كه مهلت تحويل تمرينا روكه تا فلان روزتمديد كرده ديگه به خاطرش نمره كم نكنه. كلي با استاد حرف زده بود و اينا، و استاد هم طبق معمول وجدان كاريشون نذاشته بود كه قبول كنن كه حق بقيه بچه هايي كه زود دادن ضايع بشه، بعد از كلي حرف و اينا گفته بودن: “من نگرانم! يعني شماها الان ميتونين الگوريتم design كنين؟”

آخي. يعني اين بشر هنوزم اين احساس مسئوليتش واسه من جذابه. هرچند… بگذريم. من خودم مثل خيليا انتقادات زيادي اين ترم از استاد كردم. اما  انصاف بدين. همين احساس مسووليتي كه داره (كه خيلي تو استادا كم پيدا ميشه) اينقدر نمي ارزه كه ديگه چيزي نگيم؟

راستي! شهود من ميگه كه زندگي  كلا خوب و خوش و شيرينهD: ;)

3- نميدونم چرا. اما از دكتر حسابي خوشم مياد. هرچند من و فرشته كه كلا رومون نميشه جلو روش آفتابي شيم!;) اين ترم كه باهاشون درس VLSI دارم. هفته پيش كه اولين جلسه اش بود كلي با ترس و لرز وارد كلاس شدم. ميخواستم بپرسم “چي شد پس؟ قاليباف نيومد دانشكده رو افتتاح كنه؟!كلا عطاي كمك هاي ماليش رو به لقاش بخشيدين؟” يعني رسما ازكلاس بيرونم مينداخت ها:)) يه جا برام خيلي جالب بود .استاد داشتن  انواع سطوح مجتمع سازي رو ميگفتن كه از SSI يا Small Scale Integration با يك تا 20 گيت شروع ميشد. بعد MSI يا Meduim Scale Integration بود با 20 تا 200 گيت. يعد LSI يا Large Scale Integration هست با 200 تا 2000گيت. بعد VLSI يا Very Large Scale Integration با بيش از 2000 گيته. بعد گفتن كه ULSI و GSI هم داريم. احتمالا UBSI و YWBGLI هم خواهيم داشت: You Wont Believe How Large Integraton!! :))

4-deleted!

5-ديروز داشتم كتاب بابا لنگ درازو ميخوندم. يه تيكه اش جودي تو نامه اش به بابا لنگ دراز عزيز!  داشت آماده اش ميكرد كه خبر بدي رو بهش بده. مثلا اولش  گفت كه براي اولين بار شعرشو تو فلان ماهنامه چاپ كردن. بعد از فعاليت هاي روزانه اش گفت كه مثلا چه كارهاي ژيمناستيكي ياد گرفته انجام بده. بعد آخر سر كه مهيا شد اوضاع  گفت كه تو دوتا درس كه يكيش لاتين بوده افتاده. بعد گفت كه اما من ناراحت نيستم. چون كلي كتاب خوندم. كلي شعرخوندم. و درنهايت ميگه كه :”باباجون! من اگه فقط لاتين ميخوندم خيلي كمتر از حالا چيز بلد بودم! اگر قول بدهم ديگر توي هيچ درسي رد نشوم قول ميدهيد من را ببخشيد؟”

ياد خودم افتادم. اين ترم تو بعضي درسها شاهكار كردما. نمونه اش نظريه و الكترونيك ديجيتال. يعني نمره  گرفتم در حد تيم ملي! (نه ديگه! نيفتادم!) (اين ترم ايروبيك ژيمناستيك گرفتم! اين هم وجه تشابه بيشتر با جودي!)

6- عكس فوق ابيانه ميباشد. كلا ابيانه خيلي روستاي  جالبيه. روستاي پيرمرد ها و پيرزنايي كه دم خونه ميشينن و انگار توي درختا و كوچه پس كوچه ها دنبال جوننيشون ميگردن.  كوچه هايي كه يه ويژگي مهمشون اينه كه بدون بن بست هستن! پيرمردهاي و پيرزنهايي كه قرا و كشك ميفروشن. روستايي با  خونه هاي قرمز رنگ. با فرش هايي كه ميشورن و پهن ميكنن روي سنگ ها. با آب و هواي سرد.و اين! جالب اينكه عكس گرفتن از زناي روستايي رو ممنوع كردن. يه سري عكساشو اينجا ميتونين ببينين:)

Share and Enjoy:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • StumbleUpon
  • Twitthis
  • Mohandes
  • Tumblr
  • Balatarin

تفلد یه فرشته مهربون…:)

23 سپتامبر 2009

تولد

فرشته زندگی من! منیره کوچمولو!(الان یه روزته خب! به قول خودت منم الان منفی سه سالم!)

فکر وجود  تو برای من همیشه یه آرامش بوده و خواهد بود.

تابستون امسال هم کلی اذیتت کردم. روم نشد حضوری بگم یا حتی تلفنی. اما میدونم که مثل همیشه این خواهرکوچولوت رو می بخشی:)

تفلدت مبارک…خیلی زیاااااد.خودت میدونی که بیش از هر چیز و هرکس تو دنیا دوستت دارم. بقیه اش هم باشه خونه. به قول خودت اینجا جلو غریبه ها خوب نیست ;)

–محبوبه:)

Share and Enjoy:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • StumbleUpon
  • Twitthis
  • Mohandes
  • Tumblr
  • Balatarin

بيست تمام:)

5 ژوئن 2009

birthday

از تو گلخونه دنیا میون تک تک گلها
قسمت ما هم در این بود یاسمین تو شدی گل ما
دوتا چشمات سایه بونه
نمی ترسه بام خونه
تاب مژگون بلندت پناه یه آسمونه
بذر نازو با سر انگشت روی موهات می نشونم
وقتی لالایی می خونم
تو رو تا خواب می رسونم
چشاتو می بره رویا
آرزوهاتو ببینی
تو خواب ستاره هارو میتونی آسون بچینی
منو عشق تو و ناز نگاهت
برا کشیدن اون شکل ماهت
منو بچگی و شهر خیالی
منو بازی عشق بیست سوالی
از تو گلخونه دنیا میون تک تک گلها
قسمت ما هم در این بود یاسمین تو شدی گل ما…

دانلود ترانه ياسمين از اميد

Share and Enjoy:
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • StumbleUpon
  • Twitthis
  • Mohandes
  • Tumblr
  • Balatarin
RSS